تبليغاتX
عروج اسیدی
آیا می توانید از ذهن خود دست بکشید و بدون دخالت ذهن درک کنید؟ (تائو)

مي خزم به گوشه اي،

و تماشا مي كنم،

كه چگونه جهان غرق مي شود،

چهره هاشان از ترس مچاله مي شود،

و دستانشان،

براي گرفتن نور كم سويي روي ديوار،

فشرده مي شود...

 

من اما

مستم،

و ناتوان،

تو را مي مكم به درونم،

تا درد باشي،

بر تن اين خاك،

و رها شوم ،

آن چنان كه خاك در باد...

 

اي درد،

وقتي به بزرگترين ترست بوسه مي زني،

صدايم كن...

 چرا که هر نت،

       يك ضربه است،

               يك فرار صدا....

                                   يك فرار روح...

 

 پی نوشت: عکس از max waldman

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 2:35  توسط سورنا | 

سقوط مي كنم،

به تن بيمارش،

      - مرا نمي بيند-

و به روي شانه هاي باوقارش آرام مي گيرند،

پرنده هاي كوچك ديوانه،

تا تماشا كنند،

كه چگونه شهرهاي كوچك،

مي خورند،

زنده زنده،

شهرهاي بزرگتر را،

و پس مانده هميشه به درياهايي ريخته مي شود

كه با شتاب از من مي گذرند...

 

از زخم هاي بيدارش،

گرمايي مي دود به وجودم،

كه گهواره ي كوچك تنم را،

در آغوش مي كشد،

و در گوشم مي خواند،

    لالايي هايي

          براي فلج شدن...

>

 عکس از max waldman

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 21:30  توسط سورنا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
" به جز دانستن اینکه من نظری دارم یا نه , برای دیگری هیچ چیزی کم اهمیت تر از این نمی تواند باشد که بداند آن نظر چه چیزی ممکن است باشد." (سورن کی کگارد)

نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
پیوندها
هشت
dvd city
تراوشات یک ذهن بیمار
بوی سگ
آبهای درخشان
افسانه ی تلخ
آتشکده زرتشت
انسانی که شباهت دوری با خود داشت
سلطنت سکوت
zero-point
قهوه و سیگار
کافه نادری(هیراد افشار)
کاسنی
وارستگی
عطش کوچ
مترسک
کافه چی
the hate angel
سقوط
یادداشت های کودکان نفهم
سرگشتگی ها
سیاست پیشه
بیمار ذهنی متولد آگوست
صحرای رز
ونوس
consonance.
فرار از مدرسه
نامه های شطرنجی
تفکرات تیغ افقی
ازراوی
آیات زمینی
دیوار
سنجاق
شکند گمانیک ویچار
17 دقیقه
mortelle
مردی که فاحشه شد
تیرآهن 18
شعر کثیف
گرگ صابونی
chainsaw
بیف استراگانف
دادگستریچی
پدی
شیب زیاد غدقن
sacrat
IMMORTAL
غیرمنتظر
آوای سکوت
تربن
وقتی چشمانت را می بندی نگاهم تنها می ماند
روشنایی های شب
خاطراتی که با آلزایمرم مست می کند
ققنوس
درد سکوت
آن دستها...
همکنون
آب بانو
kaal miveh
آدم کاغذی
House Of Illegitimate
رقصنده با گرگها
کافه نوستالژیک
دل پیچه
ماندنی-مردنی
اورستک
خرس
پری ماه
پرسه در تمام ناتمام
نوشتن بر پوست آهو
ترنج
عشقبازی اینچنین...
شبق
secret asylum
3:29 ثانیه سکوت
سمفونی تلخ باکرگی
پرومته در زنجير
زن نوشت
سوگند
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

فرار روح
تن بیمارش...
شهوت پس از جنگ
ماهی بزرگ
انگشتان
رقص نور
ذهن چرب
هیچ نوا
خدا
توتم...
مرگ سقراط
پرسه های ماتیکی- متافیزیکی
هرزه...
پریش
بازار
پاسخ حیرانی...
یک تکه نان
تحقیر
خیانت مقدس...
کفش ها و چشم ها
 
<-PostTitle->